زبان ملی در پاکستان

زبان ملی در کشاکش مشاجرات ملی پاکستان

  از سال تأسیس کشور پاکستان 1947م تا کنون مسئله چند مسئله در حوزه فرهنگ باعث تغییرات و چالشهای فراوان گردیده و بحرانها و مسائلی که اکنون نیز این کشور با آنها دست به گریبان است از سه حوزه خارج نیست: زبان ، مذهب و نژاد.

دربرگزاری مراسم تحلیف نخست وزیر منتخب پاکستان- نواز شریف- یکی از این چالشها یک بار دیگر رخ نمود و نشان داد که برای کشوری از نوع پاکستان، تا چه اندازه انسجام و وحدت ملی شکننده و آسیب پذیر است زیراعوامل قوام و دوام وحدت ملی در این کشور متنوع و در عین حال کم تأثیر هستند و نمیتوانند گرایشهای مختلف فرهنگی و قومی را به یکدیگر پیوند بزنند.

دستگاه اداری رئیس جمهور  زرداری، که تا شهریور ماه مسئولیت رئیس جمهوری این کشور را بر عهده دارد، از نخست وزیر منتخب خواست که مراسم تحلیف را به زبان انگلیسی انجام دهد زیرا برگزاری این مراسم به زبان اردو برای رئیس جمهور که سوی دیگر برگزارکننده این مراسم است، دشوار است. (دی نیوز ششم ژوئن2013)

زرداری تحصیلات دانشگاهی ندارد و تنها تا پایان دبیرستان در مدرسه ای انگلیسی زبان درس خوانده است بنا براین زبان آموزشی او انگلیسی است و زبان مادریش سندی. سپس به سنت خانواده خود وارد فضای سیاسی پاکستان شده و زندگی خود را در این راه طی کرده است. بخشی از زندگیش در انگلستان و امریکا و امارات و قسمتی از آن را در پاکستان گذرانده که یازده سال از دوره زندگی در پاکستان را در زندان بوده است و پنج سال است که رئیس جمهور این کشور است.

بر خلاف تصوری که عموما از جامعه پاکستان وجود دارد که زبان ملی در این کشور زبان اردو است، بنا بر این باید اکثر جمعیت این کشور به این زبان حرف بزنند، اردوزبان مادری اکثر جمعیت نیست و زبانهای منطقه ای بیشتر رواج دارد و به عنوان زبان واسط بین اقوام مختلف به کار میرود . جدول ذیل تعداد گویشوران زبانها وگویشهای مختلف را  در پاکستان نشان میدهد:

 

در صد(1981)

تعدادگویشوران(میلیون) (1993)

پنجابی

48.17

60.9

پشتو

13.14

16.8

سندی

11.77

15.0

سرائیکی

9.83

12.6

اردو

7.60

9.7

بلوچی

3.02

3.8

هندکو

2.43

3.1

براهوی

1.21

1.5

دیگر

2.81

306

(Encyclopaedia Britannica Yearbook 1994; Census 1981)

همان گونه که در جدول آمده است گویشوران زبان پنجابی اکثریت جمعیت کشور را تشکیل میدهد ونوشتن و خواندن به چهار زبان منطقه ای: پنجابی، سندی پشتو و بلوچی وجود دارد. قانون اساسی پاکستان زبان ملی را اردو اعلام کرده و  دولت را مکلف نموده  بگونه ای برای گسترش و توسعه زبان اردو برنامه ریزی کند که پس از پانزده سال این زبان جای زبان انگلیسی را بگیرد. [1].

اما طی سالهای گذشته نه تنها اقدامی در این خصوص صورت نگرفته بلکه دایره کاربرد زبان انگلیسی در حوزه های گوناگون گسترش یافته تا جایی که رئیس جمهور از به کارگیری زبان ملی به صورت شایسته ناتوان است.

طی چند سال گذشته طرح شکل گیری ایالت سرائیکی زبان به مرکزیت مولتان یک بار دیگر مسئله زبان را در رأس مسائلی قرار داده که جامعه امروز پاکستان با آن روبروست هر چند از این تقسیم بندی سیاسیون بهره میبرند اما  اصل موضوع دو پاره شدن ایالت پنجاب- پر جمعیت ترین و ثروتمندترین ایالت پاکستان- نشان می دهد که نقش زبانهای محلی در سرنوشت آینده پاکستان تا چه اندازه میتواند تعیین کننده باشد. به یقین در آینده خواست جمعیت قابل اعتنای سرائیکی زبان این کشور  دایر بر تشکیل ایالت خاص سرائیکی خود را بر دولتمردان تحمیل خواهد کرد و ارباب سیاست نیز میکوشند با دامن زدن به این موضوع ایالت پنجاب را که به صورت سنتی در اداره حزب مسلم لیگ شاخه نواز است، به دو قسمت تقسیم کنند و  سهمی برای احزاب رقیب فراهم شود.

کشاکشهای دیگری که در این کشور وجود دارد در دو عامل نژاد و مذهب خود را نشان میدهد. کشتارهای مذهبی شیعیان و اهل سنت  و جنبش پتانها که بیشتر در قالب زبان پشتو خود را نشان میدهد از دیگر مشکلاتی است که چندین سال است این کشور با آنها دست به گریبان است.

مرز بندی بر مبنای این سه عامل مشکلات خاص را در پی دارد که در تأمین امنیت آینده این کشور و شکل گیری وحدت ملی در پاکستان تأثیر گذار است. زیرا شیعیان و اهل سنت در سراسر این کشور پراکنده اند و تفکیک جغرافیایی آنها از یکدیگر ممکن نیست .

جنبش پتانها که ملغمه ای از زبان پشتو و قوم پتان است سراسر استان خیبر و پختون خوا و بخشی از بلوچستان را در برمیگیرد اما در این مجموعه نیز مرزبندی جغرافیایی وجود ندارد و قلمروهای زبانی و نژادی بر یکدیگر منطبق نیستند و همین امر منشأمشکلات است.

جنبش های زبانی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. مرزبندی دقیق جغرافیایی بین پنجابی و سندی و سرائیکی و بلوچی و براهویی و بلتی و... وجود ندارد. در نتیجه جغرافیای هر یک از این زبانها را به صورت دقیق نمیتوان ترسیم کرد تا تفاوتهای فرهنگی و زبانی منشأمشکلاتی در حوزه وحدت ملی نگردد.

گر چه دین اصلی ترین عامل شکل گیری کشور پاکستان محسوب میشود اما تقسیم بندیهای سیاسی و چالشهای پس از سالهای استقلال بیشتر با منشأ زبان شکل گرفته است. سیاستهای دولت  فدرال هم در چند دهه گذشته کمکی به تقویت زبان ملی نکرده است تا جایی که مقتدره قومی زبان ( فرهنگستان زبان اردو) که در دوره زمامداری ژنرال ضیاءالحق شکل گرفت و  اصلی ترین دستگاه تقویت و توسعه زبان اردو بود، از سال گذشته تبدیل به اداره ای کم اهمیت به نام "اداره فروغ قومی زبان" گردید و پس از استعفای معترضانه رئیس این اداره، از سال گذشته تا کنون مسئولی برای این دستگاه معرفی نشده و اگر هم معرفی شود، شأن این تشکیلات تا بدان جا تقلیل یافته که امید نمی رود در آینده هم بتواند در خصوص زبان اردو کاری انجام دهد.

بدین ترتیب باید گفت این زبان در پاکستان آینده ای ندارد و "چند زبانی" سیاست اصلی این کشور در حوزه فرهنگ خواهد بود و زبان انگلیسی نه تنها از صحنه مناسبات این کشور خارج نمیشود بلکه زبان اصلی دیوانی و دولتی و علمی و فرهنگی پاکستان خواهد ماند و دولتهای قدرتمند انگلیسی زبان هم با فراخ دستی تمام به این امر کمک میکنند و با تأسیس نهادها و اقدامات خاص برای تقویت این زبان می کوشند .

نمونه ای از این اقدامات تأسیس انتشارات آکسفورد است که گزارش آن قبلا ارسال گردیده است.

پاکستان جامعه ای است عمیقا مذهبی و زبان دین در این کشور در گذشته زبان فارسی بوده و اکنون اردو و عربی است اما دولتهای این کشور بلا استثنا از نخستین دولت  تا کنون همه دولتهای سکولار بوده اند. همین امر موجب شده دولتمردان علاقه ای به گسترش زبان ملی –اردو- نداشته باشند، زیرا پیوستگی این زبان با مفاهیم دینی موجب میشود حوزه رفتارهای دینی تقویت شود و این چیزی نیست که مطلوب دولتمردان سکولار باشد اما زبان انگلیسی می تواند در سطح جهانی به پاکستان کمک کند تا ارتباطات وسیعتری با جهان امروز داشته باشد بی اینکه کمکی به القای مفاهیم دینی کند. به دیگر سخن دولت سکولار این کشور ترجیح می دهد به زبانی سخن بگوید که با سکولاریسم پیوندی استوار و وثیق دارد و آموزه هایی که از رهگذر این زبان منتقل می شود از نوع علوم جدید است و کمترین پیوستگی ای با ریشه های معنوی این کشور ندارد..

زخم کهنه ای که در پی جدایی پاکستان از هند پدید آمد هنوز هم التیام نیافته است.بخشی قابل اعتنا از جمعیت ایالت پنجاب هند تعلقات قومی و زبانی با ایالت پنجاب پاکستان دارند و گرایشهایی در این نواحی وجود دارد که در پی به هم پیوستن دو پنجاب  هند و پاکستان و تأسیس دولتی مستقل است. هر چند اختلافات دینی به عنوان مانعی اساسی در این مسیر به حساب می آید اما برای ملی گرایان مسئله زبان در جایگاهی بالاتر از دین قرار می گیرد و همین امر میتواند بر اهمیت زبان در این حوزه و مشاجرات بین دو کشور بیفزاید هر چند در موقعیت کنونی این جنبش چندان فعال نیست اما در آینده به عنوان امکانی بالقوه میتواند دستاویزی برای ملی گرایان پنجابی باشد اما موانعی هم که پیش روی آنهاست بسیار جدی است اعم از: اختلافات دینی  و دوگانگی خط نوشتاری زبان پنجابی در دو سوی مرز. این علاقه مندی بیشتر از جانب پنجاب هند صورت می گیرد زیرا مجموعه اماکن مقدس سیکها  در ایالت پنجاب پاکستان قرار دارد و این امر موجب شده گرایشی قابل اعتنا برای این امر وجود داشته باشد. در این گرایش، زبان پنجابی مستمسکی است که به مدد آن سیکهای هند سرزمین مقدس خود را در ایالت پنجاب پاکستان جستجو میکنند.

به هر تقدیر برای کسانی که پیوستگی مسائل زبان را با هویت و پیوستگی و انسجام ملی در این کشور پی میگیرند مسئله رابطه زبان ملی و زبانهای محلی موضوعی بسیار پیچیده و بسیار مهم است و یقینا بخشی مهم از تنشها و ناآرامیها در پاکستان آینده به همین مسئله مربوط است.

قهرمان سلیمانی    

[1] - The constitution of Pakistan Kausar Brothers Lahore 1995 pp13, 138

/ 0 نظر / 16 بازدید