نخستین اثر نثر فارسی در شبه قاره

کشف المحجوب نخستین اثر نثر فارسی در شبه قاره

     نخستین اثر نثر فارسی در پاکستان کتاب کشف‌المحجوب علی هجویری است ، که در خلال سال‌های 450 و 481 هـ ق در لاهور نوشته شده و به نظر می رسد این کتاب اولین کتابی است که در باره تصوف در شبه قاره پاکستان و هند نوشته شده است .

    شیخ ابوالحسن عالم زبردست و عارف معروف دوران خود بوده است . او از معاصران ابوسعید‌ابوالخیرمتوفی 440هـ ق بوده و هر دو مریدشیخ ابوالفضل‌محمدبن‌الحسن‌السرخسی بوده و از صحبت بسیاری از مشایخ صوفیه عهد خود مانند شیخ ابوالقاسم قشیری و شیخ ابوالقاسم گرگانی کسب فیض کرده اند .

    شیخ چنان که از کشف‌المحجوب ظاهر است تمام علوم متداوله ظاهری را تحصیل نموده و به علوم با‌طنی پرداخته و در آن‌ها هم مهارت تام داشته است .

    شیخ بیشتر اوقات خود را در سیاحت گذرانیده است . از اقصای ترکستان در خاور تا ملک شام در باختر و از ساحل رودخانه سند در جنوب تا بحر خزر در شمال باختری ایران همه جا سفر کرده و ممالک خراسان و آذربایجان و شام دیگر ممالک را دیده ودر اثناء شرح حالات مسافرت نام بعضی از شهر های معروف که در آنها اقامت داشته ذکر می کند .

     شیخ در مدت عمر خود ازدواج نکرده و همیشه از قید تاٌهل آزاده بوده است ولی در یک موقع در دام محبت گرفتار شده و لذت تلخی های فراق و عدم توجه محبوب راچشیده بود ولی محبت او بکجا انجامیده و شیخ چطور از بند زلف محبوب رهایی یافته هیچ اطلاعی دردست نیست .

   شیخ ساکن غزنین بود ولی به حکم مرشد خود شیخ ابوالفضل محمد بن‌ابوالحسن السر‌خسی به لاهور مهاجرتکرد و در آنجا رحلت اقامت گزید و بقیه عمر خود را در همانجا گذرانید و پیش آهنگ و مبلغ مذهب و تصوف اسلام در مناطق شمال غربی شبه قاره در لاهور گردید . در خصوص وجه تسمیه لقب " داتاگنج‌بخش" گفته شده است که خواجه معین‌الدین حسن سنجری از ایران به لاهور رسید برمزار شیخ چله نشین شد و از فیض روح شیخ بهره‌مند گردید و هنگام رخصت از مزار شیخ با صدای بلند این شعر را میخواند :

گنج بخش دو عالم مظهر نور خدا            کاملان را پیر کامل ، ناقصان را رهنما

و از آن روز ملقب به شیخ " گنج بخش " مشهور گردید والبته صحت این روایت جای تاٌمل دارد زیرا شیخ در تصنیف کشف الاسرار خود چنین می سراید : " ای علی خلق ترا گنج بخش می‌گویند و توجیحی پیش خود نداری این داعیه را در دل خود راه مده ، ورنه این محض غرور باشد . گنج بخش فقط اوست با شرک مکن  ورنه تباه شوی بیشک او خدای واحد است و او را هیچ شریکی نیست . "  

   از عبارت فوق چنین استنباط می‌شود که شیخ در دوران حیات به لقب گنج بخش ملقب شده و خود نیز این لقب را نمی‌پسندیده است که چنین مطالبی را در تصنیف کشف الاسرار خود بیان می دارد ولذا روایتی که به خواجه معین الدین حسن سنجری منسوب است درست به نظر نمی رسد .

   شیخ سید علی بن عثمان هجویری در نوزدهم ماه صفر سال 481 هـ ق در لاهور وفات یافت و در همانجا مدفون گردید و آرامگاه ایشان زیارتگاه خاص و عام است . از شیخ تصنیفات گرانقدر و ارزشمندی بجا مانده است که از آن جمله اند :

منهاج الدین که در طریق تصوف است و در آن مناقب اهل صفه را بتفصیل آورده است .

وجدان که به نام دیوان علی معروف بوده و اثری از آن در دست نیست .

کتاب الفناء و البقاء در تصوف

کتاب اسرار الخرق و المئونات

کتاب البیان لاهل العیان

کتاب بحر قلوب

کتاب الرعایته الحقوق الله

کتاب کشف المحجوب ، این کتاب از معروف ترین کتاب های شیخ است و چنانکه مشهور بین کلیه علماء و حکماء و اندیشمندان است قدیمترین کتابی که در نثر فارسی است که در شرح احوال و عقاید صوفیه و فرق و نحله های مختلفه صوفیه است که به رشته تحریر درآمده و به همین سبب در نزد علماء و عرفا شهرت و مقبولیت تامه دارد .

   کتاب کششف المحجوب تنها مجموعه احوال و اقوال صوفیه متقدمین و حکایات منسوب به آنان نیست بلکه شیخ در ضمن آن تجربیات و مکاشفات و وردات قلبی و مجاهدات شخصی خود را هم بالتفصیل بین کرده است . و این مبالغه نیست اگر گفته شود کشف المحجوب تصنیفی است که در موضوع تصوف به طور محققانه و علمی در آن دوره نوشته شده است . و این حاکی از قدرت بیان و کتابت و همچنین جایگاه والای علمی و ادبی و عرفانی شیخ را نشان می دهد .

   اصل کتاب مشتمل بر سی و نه باب و یک مقدمه است . شیخ در مقدمه کتاب دلیل و هدف خود را از تاٌلیف کشف المحجوب بیان می دارد .

   باب اول در اثبات علم است . در این باب شیخ حقیقت علم و فضیلت علم و اقسام علم را بیان می دارد . در این باب قول شیخ بنا قول حاتم اصم را نقل می کند و در بیان علم ذات خداوندی بخواندن کلام الله تحریص و ترغیب می نماید که علم حقیقی در آن است و می گوید برای طالب معرفت و شریعت هر دو لازم است . هر که را علم معرفت نیست دلش بجهل مرده است و هر که را علم شریعت نیست بنادانی بیمار است . و در آخر این باب در اهمیت علم می‌گوید قدم بر آتش نهادن بر طبع آسان تر از آن بود که یک مسئله از علم آموختن .

   باب دوم در فقر است . در آن فضائل فقر را به آوردن دلائل از کلام الله روشن ساخته است . در این باب حقیقت فقر و آداب فقر را هم در معرض بحث گزارده است و تفوق فقر را بر غنا به دلائل متعدد به اثبات رسانیده است .

   باب سوم درتصوف است و در آن حقیقت تصوف را بیان کرده و در ضمن آن کلمه صوفی را موضوع بحث و تفسیر و تشریح قرار داده است . بعقیده شیخ صوفی کسی است که قلبش به صفا باشد و از کدر تهی چنان که آورده است : صفا ضد کدر بود و کدر صفت بشر بود و به حقیقت صوفی و صوفی نامیست که مرد کاملان ولایت را بدین نام خوانده‌اند . بعد از آن درجات تصوف را گفته یعنی اول صوفی دوم متصوف و سوم مستصوف ،  صوفی آن بود که از خود فانی بود و بحق باقی و از قبضه طبایع رسته و به حقیقت پیوسته ، متصوف آن که به مجاهده این درجه را همی طلبد و مستصوف آن که از برای مال و منال و جاه و حفظ دنیا خود را مانند ایشان کرده و از این هر دو چیز هیچ خبر ندارد و این سه را بار دیگر در یک جمله تعریف کرده یعنی صوفی صاحب وصول بود و متصوف صاحب اصول و مستصوف صاحب فضول . و در همین باب خواص صوفیه و معاملات آنان و متابعت آنان از رسول مقبول بیان کرده است .

    باب چهارم در مرقع داشتن است و در آن فضیلت مرقع پوشیدن را بیان کرده و این کار را سنت رسول مقبول و از آثار صحابه بنی صلعم گفته است .

    باب پنجم در اختلاف در فقر و صفوت است و مقصود از آن دانستن فضیلت یکی از این دوست . بعضی از صوفیه فقر ار به صفوت ترجیح داده و بعضی برعکس آن و شیخ ادله هر دو گروه را آورده ولی خرد از فیصله قضیه خودداری نموده است .

     باب ششم در ملامت است و در آن فضیلت ملامت را از کلام الله دلیل آورده است . وی می گوید که سالک از سه طریق می تواند ملامت تحصیل نماید . یکی راست رفتن ، یعنی اگر خلق محض براه راست رفتن کسی باد ملامت کند این ملامت بی سبب است . دومی قصد کردن یعنی بقصد کاری کردن که در نتیجه آن مردم به او ملامت کنند . سومی ترک کردن یعنی به ققصد حکم شریعت را ترک کردن تا دیگران ملامت کنند . این فصل اخیر بسیار بد است و در نتیجه آن کفر و ضلالت حاصل آید .

    باب هفتم درذکر خلفاء ارربعه است که پیشوایاان جمله صوفیه بودند . راجع بمولای متقیان حضرت علی علیه السلام بیان می کند : برادر مصطفی و غریق بحر بدر و حریق نار ولا مقتدای جمله اولیا و اصفیا ابوالحسن علی ابن ابی طالب علیه السلام او را اندر این طریقت شاٌنی عظیم و درجه رفیع بود و اندر وقت عبادات از اصول حقایق حظی تمام داشت ، تا حدی که جنید گوید : شیخنا فی الاصول و البلاد علی مرتضی علیه السلام  شیخ ما اندر اصول و بلا کشیدن علی مرتضی است . از آن که این علم طریقت را اهل طریقه اصول گویند و معاملات طریقت فی الجمله خود بلا کشیدن است .

   باب هشتم در ذکر اهل بیت است  و در آن کمالات و کرامات اهل بیت و مخصوصاً امام حسن و امام حسین امام زین العابدین ، امام محمد باقر و امام صادق علیهم السلام را بیان

 می کند .

   باب نهم در ذکر اتباع التابعین است تا عصر شیخ و در آن شرح حال شصت و چهار نفر از کبار صوفیه را آورده است و نام حبیب العجمی در اول فهرست قرار داشته و معروف ترین آنها امام ابوحنفیه‌کوفی ، امام شافی ، امام مالک بن‌ دینار ،  امام احمد حنبل ، حبیب عجمی ، ذالنون مصری ، داود طایی معروف به کرخی ، ابراهیم ادهم ، سری سقطی ، فضیل بن عیاض ، جنید بغدادی ، ابو بکر شبلی و منصور حلاج می باشند .

   باب سیزدهم در ذکر متاٌخرین است و در آن شرح حال ده نفر از صوفیه یعنی ابوالعباس احمد بن قصاب ، ابو عل بن حسین بن محمد الدقاق ، ابوالحسن علی بن احمد الخرقانی ، ابو عبدالله محمد بن علی معروف به داغستانی ، ابو سعید فضل بن محمد المهمنی ، ابوالفضل محمد بن الحسن الخطلی ، ابوالقاسم بن علی بن عبدالله گرگانی و ابو احمد المظفر بن حمدان آورده و ابوالحسن خرقانی و ابوالقاسم قشیری از همه معروفترند .

   باب چهاردم در ذکر رجال صوفیه متاٌخرین و این باب را ذر هفت قسمت تقسیم نموده است . الف : اهل شام و عراق سه نفر ، ب : اهل فارس شش نفر ، ج : اهل قهستان و آذربایجان و گمش نه نفر ، د : اهل کرمان سه نفر ، س : اهل خراسان نه نفر ، ص : اهل ماورائ النهر شش نفر ، ط : اهل غزنین هفت نفر .

   باب پانزدهم در فرق فرقه ها و مذاهب صوفیه است و این باب از طویل ترین ابواب کتاب است و در ان فرقه های مختلف صوفیه اصول های آنان و اختلاف های آنان را از یکدیگر بیان کرده است . بعقیده شیخ در آن عصر صوفیه عبارت از دوازده فرقه بودند که ده فرقه از آنها مقبول و اهل حق بودخه اند و دو فرقه دیگر مردود و اهل باطل بوده اند و در ضمن موضوعات همه فرق را تشریح و تفسیر نموده است .  

   حقیقت رضا فرق بین مقام و حال سکر و صحو حقیقت ایثار حقیقت نفس و معنی هوی مجاهدات نفس حقیقت هوی در اثبات ولایت در اثبات کرامات فرق بین معجزات و کرامات ظهور معجزه از مدعی الوهیت ذکر کرامات فضیلت انبیا و اولیاء بر ملائکه فنا و بقا غیبت و حضور جمع و تفرقه تفرقه در حکم روح . شیخ بعد از این موارد مسائل مختلف سیر و سلوک را تفسیر می کند و کشف حجابات آغاز می گردد .

   بعقیده شیخ حجاب یازده باب است و بیان کشف آن ها را در یازده فصل آورده است : توحید ، ایمان ، طهارت ، نماز ، محبت ، زکوه ، روزه ، حج ، صحبت ، سخن و حدود کلمات و حقایق معانی و در آخر سماع و انواع آن . این همه حجابات را در بین بیست و دو باب بیان کرده است و در آن هم موضوعات خصوصی تصوف از قبیل توبه ، محبت ، جود و سخا ، جوعکلام و سکوت ، تزویج و تجرید و متعلقات سماع را شرح داده است . شیخ خود از منکرین سماع نبوده و بشرائط چند سماع را جائز قرار داده است . کشف المحجوب از لحاظ سبک نثر بدوره اول نثر فارسی مشابهت زیاد دارد . علاوه بر لغات و اصطلاحات قدیم عربی شیخ نظام الدین اولیاء که یکی از بزرگان مشایخ صوفیه هندوستان می باشد در یکی از ملفوظات خود نسبت به کشف المحجوب چنین می فرماید اکر کسی را پیری نباشد چون این کتاب را مطالعه کند او را پیدا شود ، من این کتاب را بتمام مطالعه کردم . دارا شکوه پسر شاهجهان امیر امپراطور تیموری هند که خود صوفی منش بود کتابی به نام سفینه الاولیاء در شح حال کبار صوفیه نوشته راجع به کشف المحجوب چنین می گوید : حضرت علی هجویری را تصانیف بسیار است . اما کشف المحجوب مشهور و معروف است و هیچ کس را بر آن سخن نیست و مرشدی است کامل ، در کتب تصوف بخوبی آن در زبان فارسی کتابی‌ تصنیف نشده است .

سید کریم پورمانی

/ 0 نظر / 59 بازدید