تألیفات شیعه در شبه قاره

تألیفات شیعه در شبه قاره هند: معرفى 12500 کتاب از مؤلفین شیعه هند و پاکستان و بنگلادش, به 17 زبان: اردو, فارسى, عربى, هندى, گجراتى, بنگالى, بلتستانى, سندى, پنجابى, کشمیرى, دکنى, سرایکى, سواحلى, انگلیسى, فرانسوى, سوئدى, نروژى; سید شهوار حسین نقوى امروهوى هندى, انتشارات دلیل ما, قم, تابستان 1384, رحلى, 945ص.

درآمد

جامعه شیعه با صدها میلیون معتقد که در اقلیم هاى جهان پراکنده است در ایران و عراق و شامات و شبه قاره تراکم جمعیتى بیشترى دارد. این چهار منطقه به عنوان چهارپاره مهم از پیکره تشیع, قطب اجتماعى فرهنگى شیعه را با ساز و کارهاى ویژه تشکیل مى دهد و با پشت سر گذاشتن فراز و فرودها در پانزده قرن از نظر جامعه شناختى, سازمانى اجتماعى با شالوده ها و پیوندهاى خاص و از نظر فرهنگى داراى کارنامه اى پربار است.
یکى از کار ویژه هاى جامعه شیعه, ابداع روشى براى معرفى کارنامه علمى آن است. در دوران هاى مختلف که شیعیان به رسانه هاى تبلیغى دسترسى نداشته اند, از طریق اطلاع رسانى فهرستى به معرفى فرهنگ تشیع و چهره هاى فرهیخته شیعه و آثار علمى آنان پرداخته اند. این اطلاع رسانى دو سطح مهم دارد: یکى سطح عمومى که با نشریات عمومى و روزنامه ها پوشش داده مى شود و دیگرى سطح نخبگان و فرهیختگان که با نشریات تخصصى یا فهرست نگارى تحقق پیدا مى کند.
این فهرست ها دو نتیجه در پى داشته و دارد: نخست نقش تبلیغى و دفاع از مذهب و دوم کارکرد درون مذهبى براى تحکیم و گسترش ارتباطات در جامعه شیعه. اثر حاضر از فهرست هایى است که با چنین اهدافى تدوین شده و با در نظر گرفتن موقعیت شبه قاره هند اهمیت مضاعف مى یابد, چرا که بزرگان شیعه در حوادث تلخ و خونبار این منطقه خط مشى فرهنگى را برگزیده اند.
آنان اولاً به شبهه شناسى پرداخته اند و ردّیه هاى علیه شیعه را نقادى کرده و پاسخ داده اند و ثانیاً به فعالیت هاى اثباتى و ایجابى و معرفى قوت هاى فرهنگ غنى و پربار شیعه پرداخته اند. این خط مشى پیامدهاى مثبت فراوانى براى شیعه به ارمغان آورده و بالاترین فرایند آن معرفى فرهنگ و تمدن شیعه در سطح جهانى است که تأثیر آن ابدى بوده و در ابعاد گوناگون خود را نشان داده است.1

* * *

(شبه قاره هند) از جمله مناطقى است که اسلام به آسانى در آن راه یافت و در فرهنگ و تمدن آن تأثیرى عمیق گذاشت. در طول چهارده قرن تحولاتى در بُعد فرهنگى اسلامى هند رخ داده, که جایگاه خاص تشیع درخشان ترین و بارزترین وجهه آن است. شناسایى آثار بر جاى مانده از علماى شیعه در دوران هاى مختلف این کشور هدفى است که مؤلف کتاب پیگیر آن بوده و کتابش را با عنوان تألیفات شیعه در شبه قاره هند تقدیم دنیاى فرهنگ شیعه کرده است.

رشد علوم اسلامى در شبه قاره هند

با ظهور اسلام و گسترش سریع آن, تحولى جاودانه در تاریخ بشر به وجود آمد. پیشرفت سریع اسلام در نقاط مختلف جهان بیشتر مرهون معنویتى بود که در فرد فرد پیروانش پدید آورد. هر کجا اسلام راه یافت نشانه هاى فراموش نشدنى از خود بر جاى گذاشت و پدیده هاى معنوى و ارزش هاى والاى انسانى را عینیت بخشید.
اگرچه فرمانروایان مسلمان به صورت فاتحین به سرزمین هند وارد شدند, ولى جامعیت اسلام موجب پذیرش و استقبال هندیان از اسلام و مسلمین گردید و زمینه اى به وجود آمد که نه تنها اسلام در سرزمین هند پیشرفت سریع پیدا کرد, بلکه مسلمانان حدود هشتصد سال بر شبه قاره هند فرمانروایى کردند و هند به صورت یکى از پایگاه هاى اسلام و علوم و فنون اسلامى درآمد.
عشق و علاقه بعضى سلاطین مسلمان به فرهنگ و ادب اسلامى و احترام آنان به علما و دانشمندان, نشانگر این واقعیت در طول تاریخ تمدن و فرهنگ اسلامى هند است. فرمانروایان هند با ساختن بناهاى عظیم و تأسیس مدارس و تقدیر از علما و تشویق طلاب, فرهنگ و تمدن اسلامى را در سراسر هند بسط دادند.

قرن هشتم آغاز بسط علوم اسلامى در هند

در زمان سلطنت (محمد شاه تغلق) (725 ـ 752ق) تنها در دهلى هزار مدرسه کوچک و بزرگ براى طالبان علم وجود داشت و در هر مدرسه ده ها طلبه به فراگیرى علوم اسلامى مشغول بودند. در کنار اکثر مدارس کتابخانه هایى نیز براى استفاده مدرسین و طلاب بنا گردیده بود, که براى نمونه آثار مدرسه فیروز شاه تغلق در کنار حوض خاص در دهلى تاکنون پابرجاست.
در آن ایام فراگیرى علوم و فنون اسلامى تنها منحصر به مدارس نبود, بلکه مساجد نیز آموزشگاه هاى علوم اسلامى بودند و در کنار بیشتر مساجد کتابخانه هاى عمومى وجود داشت.

سلاطین مغول و علوم اسلامى

در میان حکومت هاى اسلامى هند, سلاطین مغول بیشتر به فنون و علوم اسلامى علاقه نشان مى دادند. ظهیر الدین محمد بابر (937ق) سر سلسله مغول در هند مردى صاحب فضل بود و شعر مى سرود.
وى کتابخانه اى عظیم در قصر خود برپاى کرد و علما و هنرمندان را از گوشه و کنار براى رونق کتابخانه اش دعوت کرد. شدت ذوق و علاقه بابر به مطالعه آن قدر بود که شب ها پس از فراغت از امور سلطنتى براى مطالعه به کتابخانه مى رفت و تا پاسى از شب به مطالعه مى پرداخت و گاه در همانجا به استراحت مى پرداخت. وى داراى خطى زیبا بود و ابتکارى در خط به وجود آورد که به خط بابرى شهرت یافت. مورخین تعداد کتب کتابخانه بابر را 522400 ثبت کرده اند.
در زمان سلطنت همایون (937 ـ 963ق) فرزند بابر, به علت شوق شاه به علوم ادبى, مجالس بزرگ علمى و ادبى در گوشه و کنار کشور و در حضور همایون برپا مى شد. وى از هفت تالارى که به نام هفت ستاره بزرگ براى پذیرایى از میهمانانش بنا کرده بود, دو سالن به نام هاى زهره و مشترى را براى ملاقات با علما و دانشمندان و هنرمندان اختصاص داده بود. همایون اکثر اوقات فراغت را در کتابخانه شخصى خود در پورانا قلعه (قلعه کهنه) به مطالعه مى گذراند.
در 17 ربیع الاول سال 963ق, هنگامى که همایون براى اداى نماز مغرب از کتابخانه خارج مى شد از پله ها به زیر افتاد و همان باعث مرگ وى شد. عمارت کتابخانه وى تاکنون در قلعه کهنه موجود است.

اوج فرهنگ اسلامى هند در قرن دهم

نمایان ترین دوره رشد فرهنگ و تمدن اسلامى در هند در زمان جلال الدین محمد اکبر (963 ـ 1014ق) پسر و جانشین همایون بود. وى هر چند خود در زمینه معارف و فنون اسلامى در رتبه پدرانش نبود, ولى عشق و علاقه اى وافر به علوم و فنون مختلف داشت.
همچنین وجود بزرگانى چون ابوالفضل بن مبارک (1011ق) و برادرش فیضى (1004 ق) و ملا فتح الله شیرازى (997ق) و قاضى نورالله شوشترى (956ق) و ابوالفتح گیلانى (997ق) و عبدالرحیم خان خانان (1036ق) زمینه توسعه فرهنگ و هنر اسلامى را بیش از هر زمان به وجود آورد. اکبرشاه نه تنها کتابخانه اسلافش را وسعت داد, بلکه با کاردانى و تشویق وى کتابخانه هاى زیادى را وزیران و درباریانش تأسیس کردند.
عبدالرحیم خان خانان کتابخانه بزرگى تأسیس کرد و از سراسر جهان اسلام علما, هنرمندان, خطاطان و نقاشان را براى همکارى و رونق کتابخانه دعوت نمود. بهبود میرزا خطاط و برادرش میعلى خوشنویس و شجاع شیرازى استاد خط ثلث و نسخ و ملا عبدالرحیم هروى ملقب به عنبرین قلم و محمد حسین خطاط هر کدام مدتى در کتابخانه خان خانان خدمت کردند.
از میان استادانِ تصویر دو برادر به نام هاى یمان ندیم و میان فهیم بودند که بیشتر کتاب ها به دست اینان تزیین مى شد. محمد امین خراسانى در جلد سازى عنوان سرپرست را داشت و گروهى با وى همکارى مى کردند. محمدامین از مشهد مقدس به هند مهاجرت کرده و مدت ها در خدمت کتابخانه بود و ماهانه براى وى چهارصد روپیه حقوق مقرر گردیده بود.
شاعره مشهور سلمه سلطانه (خواهرزاده همایون که مادرش گلرخ بیگم بود) کتابخانه اى داشت که اکثر نسخ آن از نوادر بود. از کتابخانه هاى مهم دیگر این دوره, کتابخانه منعم خان سپهسالار در جونپور, کتابخانه نور جهان بیگم در دهلى و کتابخانه فیضى در فتح پور سیکرى (اکبرآباد) را مى توان نام برد.
در کتابخانه فیضى علاوه بر تألیفاتش که حدود صد و ده جلد بود, 4600 نسخه نادر هم نگهدارى مى شد. نواب نور النساء بیگم آن قدر شیفته کتاب بود که دیوان کامران را به قیمت سه مهر طلا خریدارى کرد. این نسخه تاکنون در کتابخانه خدابخش در پتنه موجود است و بر صفحه اول آن این عبارت دیده مى شود: (سه مهر طلا قیمت این خزانه است. نواب نور النساء بیگم).

کتابخانه هاى اسلامى هند در قرن یازدهم

در زمان حکومت پادشاهان بعد از اکبر چون جهانگیر (1014 ـ 1037ق) و شاهجهان و اورنگ زیب نیز کتابخانه هاى عمومى و خصوصى تأسیس شد. جهانگیر در سفرها کتابخانه شخصى اش را با خود حمل مى کرد. وى در سفرش به گجرات, هنگام ملاقات با علما و دانشمندان به آنان کتاب هدیه کرد.
زیب النساء (1114ق) شاعره اى خوش ذوق بوده و شعر مى سروده است. کتابخانه شخصى وى داراى کتب متعدد در زمینه ادب و اخلاق بوده و به امر وى کتاب هاى زیادى در زمینه معارف اسلامى تألیف و ترجمه گردیده است, از جمله این کتاب ها تفسیر فخر رازى2 است که ملا صفى الدین آن را به فارسى ترجمه کرد و زیب التفاسیر نام نهاد, همچنین کتاب انیس الحجاج به دستور وى تألیف گردید.
پس از ارتحال اورنگ زیب, دستگاه حکومت مغول به علت اختلافِ فرزندانش رو به ضعف نهاد. از میان پادشاهان این سلسله پس از مرگ اورنگ زیب, بهادرشاه ظفر, محمدشاه (1131ق) و شاه عالم ثانى ذوق و شوق علمى و ادبى داشتند.

سلطنت شیعه در دکن

ییوسف عادل شاه که معاصر شاه اسماعیل اول صفوى (895) است حکومت شیعیان را در بیجاپور بسط و رونقى تمام داد و در زمینه هاى علمى و ادبى و اخلاقى کارهاى مهمى انجام داد. یوسف عادل شاه از دوستان نزدیک شاه حیدر صفوى پدر شاه اسماعیل صفوى سر سلسله دودمان صفویه به شمار مى رفت.
او به سبب کارآیى و حسن تدبیر به صورت یکى از مقربان و نزدیکان ملک نظام شاه بهمنى درآمد, تا آنجا که نزد وى از مقام رفیعى برخوردار شد و به جایى رسید که یکى از پادشاهان بهمنى با دختر خردسال یوسف ازدواج کرد. وقتى عمال بهمنى سر به استقلال برداشتند یوسف عادل شاه پرچم استقلال را در سرزمین بیجاپور برافراشت.
او در آغاز استقلال, خطبه روز جمعه را به نام امامان دوازده گانه(ع) خواند و شهادت به ولایت امیرالمؤمنین(ع) را بر اذان افزود و این جریان در سال 904ق روى داد. در واقع یوسف عادل نخستین کسى است که خطبه به نام دوازده امام را در هند مطرح کرد و در ترویج تشیع کوشید.

حکومت شیعه در (اوده)

همزمان با ضعف حکومت مغول ها در دهلى به سال 1234ق سعادت خان برهان الملک پس از رفع غائله در ایالت اوده به فرماندارى این منطقه منصوب گردید. وى شهر فیض آباد را مرکز فرمانروایى خود قرار داد. برهان الملک مردى علم دوست و از سادات نیشابور بود.
اقتدار سعادت خان برهان الملک و ضعف دولت مرکزى باعث شد ایالت (اوده) به صورت منطقه اى خود مختار درآید. با تأسیس حکومت اوده و خاموش شدن چراغ علم و دانش در دهلى, ایالت اوده مرکز علما, دانشمندان و مهد علوم و فنون اسلامى گردید. در زمان آصف الدوله یعنى سومین نسل از اولاد برهان الملک, شهر (لکنهو) پایتخت اوده شد.
آثار حکومت اوده به افراشتن پرچم تشیع در هند منحصر نبود, بلکه عامل و انگیزه اى قوى براى پایدارى تشیع در هند و علوّ منزلت آن و نشر معارفش گردید. آنان به اقامه مجالس عزاى حسینى و بناى حسینیه ها و مساجد و مدارس و ساختن ابنیه اى شبیه مشاهد ائمه(ع) به طور مفصل اقدام کردند. آصف الدوله مردى عالم و علم دوست بود. وى داراى طبعى ظریف بود و به ادب فارسى عشق مى ورزید و شعر فارسى مى سرود. دیوان اشعار او تاکنون دو بار در هند به چاپ رسیده است. در زمان حکومت آصف الدوله ده ها کتابخانه در سراسر ایالت تأسیس گردید و علما و دانشمندان از سراسر هند و جهان اسلام به این منطقه روى آوردند.
میرعبداللطیف خان شوشترى که در سال 1211ق به لکنهو سفر کرده درباره خدمات آصف الدوله به علم در سفرنامه اش مى نویسد:
سه لک (سیصد هزار) کتب منتخب خوش خط پاکیزه که بر هر صد مجلد یک نفر گماشته بود در کتابخانه او دیدم و اکثر آنها را به رفاقت خان به تدریج سیر کردم. از اقسام فنون و اصناف علوم, عربى و فارسى و انگریزى, نظم و نثر, تاریخ و دیوان در آنها بود و قطعات زیبا به قلم خوش نویسان اولین و آخرین تصاویر مصوِّران ایران و هند و روم و فرنگ آن قدر داشت که به عمرى از دیدنشان فراغ حاصل نمى شد. مجلدات بسیارى از کتب علمى را دیدم چون شرایع و مدارک و مسالک و مفاتیح و کشکول و بعض مجلدات بحارالانوار که همه به خط مؤلفین بودند. از کسى که کتابخانه در تحویل او بود شنیدم که هفتصد جلد کتاب علمى به خط مصنفین بوده و از کتابخانه سلاطین تیموریه بعد از تخریب سلطنت به دست او افتاده است. الحق آن همه خزائن و دفائن و اسباب طلا و جواهرى که داشت معامله با عشر عشیر کتابخانه او نمى کردند.3

کتابخانه هاى سلطنتى اوده

از میان پادشاهان اوده واجد على شاه (1263 ـ 1271ق) استعداد و علاقه بیشترى به مباحث علمى و ادبى داشت, به طورى که تعداد تألیفاتش از نثر و نظم به 46کتاب و رساله مى رسد.
کتابخانه سلطنتى در عهد وى داراى دویست هزار جلد کتاب در زمینه هاى مختلف فرهنگ و معارف اسلامى بود. وى در اولین سال حکومت خود دستور داد فهرستى از کلیه کتاب هاى مورد نیاز کتابخانه سلطنتى تهیه شود. پس از تهیه لیست کتب, فرمانى به شرح زیر صادر کرد:
از کتب فهرست مفصله ذیل, هر نسخه که لغایت بیست و چهارم این ماه (ذیقعده) روز پنجشنبه سنه 1263ق نزد محمد حسین مهتم مطبع سلطانى در تکیه شاه فصیل بر مکانش برسد همان وقت به شرط پسند, قیمتش خاطر خود بایع داده شود.
به دنبال فرمان واجد على شاه مبنى بر خرید کتب, شعرا قطعه هاى ادبى درباره این کار سرودند و از جمله آن قطعه اى بود که کرامت على متخلص به اظهر در ماده تاریخ این فرمان سرود:
پیش هر صاحب معلى شأن
سیر این نسخه فرحت انگیز است
در سن عیسوى بخوان اظهر
اشتهار کتب دل آویز است
1848م

با صدور این فرمان, صدها نسخه دیگر به کتابخانه سلطنتى افزوده شد.
پس از تسلط انگلیس بر ایالت اوده و تبعید واجد على شاه آخرین فرمانرواى اوده به کلکته, کتابخانه ها نیز چون دیگر وسایل به یغما رفت. مسیح الدین خان که همراه مادر و برادر واجد على شاه براى اعاده حق حکومت به واجد على شاه در لندن به سر مى برد, درباره مظالمى که عمّال انگلیس به پادشاهان اوده روا داشته اند کتابى به چاپ رسانید. از جمله نکاتى که وى به آن اشاره کرد مسئله کتابخانه سلطنتى بود که فرماندهان انگلیسى تعداد زیادى از کتاب هاى آن را با خود بردند و بسیارى از کتاب ها به علت بى توجهى تلف گردید.

کتابخانه هاى شبه قاره و سرنوشت آنها کتابخانه ها در دوران تسلط انگلیس

با تسلط کامل انگلیس بر ایالت اوده و قتل و غارت مردم شهرها به دست بیگانگان که انگلیسى ها آن را ایام غدر (1857م) نامیدند, کتابخانه ها نیز چون اموال دستخوش حوادث گردید. با برکنارى مسئولان و مدیران کتابخانه ها و روى کار آمدن افراد نالایق, موجب بى نظمى در کتابخانه ها فراهم آمد و تعداد زیادى از کتب به علت بى توجهى, فقر یا رفتار ددمنشانه عمال انگلیس تلف گردید. اشپرینگر شرق شناس و فهرست نگار نسخه هاى خطى کتابخانه هاى شاهان اوده در سفرنامه اش مى نویسد:
مدیر کتابخانه شاهى تعدادى از کتاب هاى نفیس و کمیاب را به قیمت یازده هزار روپیه فروخت و هزینه عروسى دخترش را از این راه تأمین کرد.
همچنین کتاب هاى نادر و نفیسى که در معرض دید انگلیسى ها بود انتخاب و به انگلستان ارسال گردید و باقیمانده کتاب هاى نفیس تا سال 1857م از هند خارج شد.

تلاش علما براى حفظ کتابخانه ها

آنچه از دستبرد حوادث روزگار و یغماگرى انگلیسى ها باقى ماند, کتابخانه هاى شخصیت هاى علمى و بزرگانى بود که با انگلیس و سلطه آن بر هند مخالف بودند. آنان در ایامى که باقیمانده کتب کتابخانه هاى سلاطین در کنار معابر به صورت کیلویى به فروش مى رسید, با فروش وسایل زندگى خود ـ حتى زیور آلات زنان ـ بسیارى از کتب را از خطر نابودى نجات دادند. تعداد زیادى از نسخ خطى در کتابخانه هاى علما و بزرگان دیده شده که مهر شاهان اوده (امجد على شاه و واجد على شاه) بر آنها ثبت گردیده است.
در پى خروج انگلیسى ها از هند و استقلال این کشور و تأسیس کشورى جدید به نام پاکستان, بسیارى از مسلمانان به پاکستان مهاجرت کردند. از این پس مدارس علوم اسلامى و کتابخانه هایى که محل بحث علمى و مسائل اسلامى در هند بود رونق خود را از دست داد.
بدین گونه تعداد زیادى از کتابخانه هایى که از دستبرد انگلیس ها محفوظ مانده بود, این بار به دست مسلمانان به قیمت ناچیزى فروخته شد و بازار دلال هاى کتب خطى از کشورهاى مختلف رونق گرفت.
همچنین تعداد بى شمارى از کتاب ها تلف و طعمه موریانه گردید. اما پس از آن همه حوادث که بر میراث فرهنگى اسلامى در هند وارد گردید, هنوز در کتابخانه هاى بزرگ و کوچک این کشور پهناور هزاران نسخه خطى وجود دارد که در میان آنها صدها نسخه به خط مؤلفان بزرگ به چشم مى خورد.

علامه امینى در کتابخانه هاى هند

هنگامى که علامه امینى براى چهار ماه از کتابخانه هاى هند دیدن کرد, چنان مشغول مطالعه بود که وقتى به نجف اشرف بازگشت و طلبه اى درباره آب و هواى گرم هند از ایشان سؤال کرد, فرمود: (من در این مدت توجهى به آب و هوا و این گونه مسائل نداشتم). در یادداشت هایى که از این عالم بزرگ بر جاى مانده ارزش این کتابخانه ها معلوم مى شود. این مرد بزرگ تا آنجایى که ممکن بود از کتب نفیس استفاده کرد و در بعضى موارد از نسخ نادر استنساخ نمود, زیرا از آینده اسفبار این کتابخانه ها به خوبى مطلع بود.
علامه امینى در سفرنامه خود آمارى از کتابخانه هاى هند را که مشاهده نموده به این شرح آورده است:
1. کتابخانه ناصریه لکنهو: 302000 نسخه خطى و غیر خطى;
2. کتابخانه مدرسة الواعظین: 20000 نسخه با مقدارى خطى نفیس;
3. کتابخانه سلطان المدارس: 5000 نسخه با مقدارى خطى منحصر به فرد;
4. کتابخانه ممتاز العلماء: 18000 نسخه و بیش از این تعداد خطى;
5. کتابخانه فرنگى محل: 9000 نسخه و 4000 نسخه خطى;
6. کتابخانه ندوة العلماء: 60000 نسخه;
7. کتابخانه امیرالدوله: بیش از 110000 نسخه.

کتابخانه نواب روهیله

در زمان سلطنت محمد شاه تیمورى در دهلى, منطقه (روهیله) در دست یکى از نوابان به نام حافظ رحمت الله خان بود که از ارادتمندانِ خاندان رسالت بود و به علما و سادات و دانشمندان احترام خاصى مى نمود.
در سال 1188ق/1774م نواب شجاع به روهیله حمله کرد و حافظ رحمت الله خان را به قتل رساند, از جمله غنائمى که وى با خود به لکهنو برد کتابخانه بزرگ نواب روهیله بود.
پس از حمل کتابخانه به لکهنو, مدتى کتاب ها در کتابخانه سلطنتى بود و سپس عمارتى براى حفاظت آنها در محله توپخانه در نظر گرفته شد. عمارت کتابخانه از ملحقات (رزیدنسى) مشهور به (بیلى گارد) محل اقامت فرماندهان و سفیران انگلیس بود. کتابخانه در طبقه دوم این عمارت قرار داشت و لذا توجه خاصى به کتاب ها نمى شد. اشپرینگر درباره این کتابخانه مى نویسد:
تمام کتاب ها در صندوق ها بدون حفاظت قرار داده شده و مجموع این صندوق ها به چهل عدد مى رسد.

کتابخانه ممتاز العلما

از میان کتابخانه هاى بزرگى که در اواخر سلطنت فرمانروایان در لکنهو تأسیس شد دو کتابخانه از دو مجتهد این شهر بود که به کتابخانه علامه میرحامد حسین صاحب عبقات الانوار و کتابخانه ممتاز العلما سید محمد تقى معروف شد.
سید محمدتقى فرزند سید العلماء سید حسین در سال 1234ق در شهر لکنهو متولد شد و علوم اسلامى را نزد پدر و عموى خود سید محمد سلطان العلماء فرا گرفت. وى در سن 28 سالگى به رتبه اجتهاد نایل آمد و از پدر و عموى خود اجازه دریافت کرد.
سید محمدتقى یکى از تألیفاتش را به محضر شیخ محمد حسن نجفى صاحب جواهر الکلام فرستاد. صاحب جواهر با دیدن کتاب, اجازه اجتهاد همراه با یک دوره از جواهر الکلام را براى وى فرستاد.
سید محمدتقى در سال 1259ق براى تدریس علوم اسلامى به مدرسه سلطان المدارس دعوت شد و از طرف امجد على شاه فرمانرواى اوده به وى لقب (ممتاز العلماء) و (فخر المدرسین) داده شد. مفتى محمد عباس شوشترى در اوراق الذهب مى نویسد:
أکبرهم فی الهدى والسداد وأبرعهم فی الفقه والاجتهاد وذوالفکر المتین والرأى الوزین, فخرالفضلاء والمدرسین, التقی المتقی السید محمد تقی أعلى الله قدره ونوَّر بدره, أحدث منی سناً وأقدم فضلاً منّاً.
مولانا سید آقا مهدى در کتاب خود تاریخ کاخونچکان ورق, کتابخانه ممتاز العلماء را چنین معرفى کرده است:
کتابخانه ممتاز العلماء مجموعه اى از کتب اسلامى در زمینه هاى مختلف تفسیر, فقه, حدیث, کلام و مناظره است که بیشتر نسخ موجود در این کتابخانه از نوادر نسخى است که در کشورهاى دیگر به زحمت به دست مى آید. از جمله نسخ نادر این کتابخانه تفسیر کامل ثعلبى است که تاریخ کتابت آن حدود صد سال پس از وفات مؤلف است. همچنین صحیفه سجادیه به خط شهید اول4, تفسیر منبع عیون المعانى و فقه رضوى منقول از نسخه اصل و صدها کتاب و نسخه دیگر از جمله نفایس این گنجینه بزرگ اسلامى است. در سال 1857م که میراث فرهنگى اسلامى توسط انگلیس ها به غارت مى رفت به این کتابخانه نیز حمله شد, اما غارتگران نتوانستند از این گنجینه کتابى خارج کنند. مجموعه نسخ موجود در کتابخانه تا سال 1350ق 4241 نسخه بوده است.

کتابخانه ناصریه

امروزه کتابخانه ناصریه یکى از گنجینه هاى علمى و دینى در خاورمیانه به شمار مى آید. بانى این کتابخانه عظیم علامه جلیل سید محمد قلى پدر علامه میرحامد حسین ـ رحمة الله علیهما ـ است. وى علاوه بر تألیفات متعدد در زمینه فرهنگ اسلامى, اقدام به تأسیس کتابخانه اى بزرگ جهت استفاده علما و محققین و پژوهشگران نمود و در زمان حیاتش این کتابخانه را وقف اولاد خود کرد. پس از رحلت علامه سید محمد قلى فرزند برومندش علامه میرحامد حسین کار پدر را دنبال کرد و همزمان با تألیف و تصنیف و تصحیح و ترتیب کتاب هاى پدر به توسعه کتابخانه نیز پرداخت.
وى براى تألیف دائرة المعارف اعتقادى بزرگ شیعه, عبقات الانوار, نیاز به منابعى داشت که در هند به آسانى به دست نمى آمد, لذا همراه برادرش سید اعجاز حسین صاحب کتاب کشف الحجب والاستار براى تهیه این کتاب ها به اکثر کشورهاى اسلامى سفر کرد و با خرید صدها کتاب بر توسعه این ذخیره علمى همت گماشت. ایشان علاوه بر سفرهاى مکرر به مناطق مختلف, کتاب هاى مورد نظر را به یارى دوستانش نیز تهیه مى کرد.
مجموعه نامه هایى که علامه میر حامد حسین درباره تهیه کتب اسلامى به علما و بزرگان سایر بلاد نوشته, نمایانگر عشق و علاقه و همت این مرد بزرگ است. وى تا جایى که ممکن بود سعى در تهیه اصل نسخ داشت و اگر ممکن نمى شد افرادى را براى نسخه بردارى به محلى که کتاب در آنجا بود اعزام مى کرد. سید محمد سعید فرزند برومند علامه ناصر حسین(ره) در گوشه اى از خاطراتش درباره کتابخانه مى نویسد:
علامه میرحامد حسین مدت زیادى در تلاش براى تهیه کتاب الرد على المتعصب العنید بود. بعدها معلوم شد که نسخه اى از این کتاب در یکى از کتابخانه هاى معروف دیده شده است. وى نامه اى به حاج میرزا حسین نورى صاحب مستدرک الوسائل نوشت5 و پس از حدود بیست سال موفق به تهیه نسخه اى از آن کتاب ـ که در دو جزء بود ـ گردید.
پس از رحلت علامه میرحامد حسین تولیت کتابخانه به فرزندش علامه سید ناصر حسین تفویض گردید. در زمان تصدى ایشان کتابخانه رونقى بیشتر یافت و در محل کتابخانه نیز تغییرات اساسى به وجود آمد و عمارتى بزرگ براى کتابخانه آماده گردید و کتاب ها به محلى که تاکنون به کتابخانه ناصریه مشهور است منتقل شد. این کتابخانه داراى بیش از سى هزار کتاب است, که حدود پنج هزار نسخه آن را کتاب هاى خطى تشکیل مى دهد و اکثر نسخ خطى این کتابخانه از نوادر است.

کتابخانه مدرسة الواعظین

مدرسة الواعظین یکى از بزرگ ترین مدارس علوم دینى شیعه در هند است. مؤسس این مدرسه آیت الله سید نجم الحسن نجم العلماء امروهوى بوده است. این مدرسه داراى کتابخانه بزرگى براى استفاده طلاب و مدرسین شامل 25000 نسخه خطى و چاپى است.

کتابخانه راجه محمودآباد

راجه امیرحسن خان مردى عالم و فاضل بوده و کتابخانه اى تأسیس کرده که دلالت بر ذوق علمى وى دارد. پس از فوت امیر حسن امیرالدوله پسرش راجه محمدعلى محمد خان به جاى پدر نشست. وى علاوه بر تعلیم علوم دینى با علوم جدید آشنا گردید.
پس از سلطه انگلیسى ها که فروغ علم و دانش در مرکز علوم اسلامى هند شهر لکنهو به خاموشى مى گرایید و تمام ثروت علمى و اسلامى به یغما مى رفت, کتاب هاى زیادى را راجه محمدعلى خان خرید و به این کتابخانه منتقل کرد, از جمله کتابخانه مفتى محمد عباس, کتابخانه خطیب بزرگ سبط حسن و بعضى ذخائر نفیس دیگر را که در معرض تلف بود, از اطراف و اکناف خرید و در کتابخانه اش گنجاند.
در ابتدا اسم این کتابخانه را (کتابخانه سقراط) نام نهادند. پس از مدتى این کتابخانه به (مکتبة الحسینیة) نام گذارى شد و هم اکنون به (کتابخانه راجه محمودآباد) مشهور است. تعداد کتاب هاى موجود در این کتابخانه حدود هشتاد هزار نسخه است, که از این تعداد حدود 2500 نسخه خطى است. نسخه هاى خطى در محل اقامت خاندان ایشان در قیصر باغ لکنهو نگهدارى مى شود و نسخ چاپى تاکنون در کتابخانه بزرگ ایشان در قلعه محمود آباد محفوظ است.

کتابخانه رضا

کتابخانه رضا در رامپور یکى از بزرگ ترین و غنى ترین کتابخانه هاى هند به شمار مى آید که مملو از کتاب هاى علوم شرقى است, به ویژه نسخه هاى خطى عربى, فارسى, اردو, ترکى, پشتو, سانسکریت و هندى بسیارى در آن وجود دارد و در کنار اینها تعداد کتاب هاى چاپى به زبان هاى اروپایى و شرقى و هندى هم کم نیست.
کتابخانه رضا سابقه دویست ساله دارد و بنیانگذار آن نواب فیض الله خان بهادر (1208ق) است. در زمان نواب محمد سعید خان بهادر کتابخانه توسعه پیدا کرد و نواب مزبور در پیشبرد آن سعى فراوان کرد. در همین زمان محل جداگانه اى براى کتابخانه در نظر گرفته شد و براى کتاب هاى آن مهرى ساخته شد و روى کتاب ها ثبت گردید. صورت مهر چنین است: (هست این مهر بر کتب خانه, والى رامپور فرزانه, 1268ق).
نواب محمد سعید خان با جمع آورى نسخه هاى خطى نادر و کمیاب, خوشنویسانى مانند میرزا غلام رسول و میرزا محمد حسن را ـ که دو برادر بودند و در خط نسخ مهارت داشتند ـ از کشمیر به رامپور فراخواند و به کار نسخه بردارى از کتاب ها مأمور ساخت.
پس از آن, خوشنویسان از دور و نزدیک به رامپور آمدند و در کتابخانه مشغول به کار شدند. پس از نواب محمد, یوسف على خان بهادر روى کار آمد که شاعر و ادیب و ادب پرور بود. او نیز به توسعه کتابخانه همت گماشت و کتاب هاى نادر و نایاب را جمع آورى نمود. در زمان وى کتاب هایى با هزینه 12258 روپیه هندى خریدارى شد.
سپس نواب کلب على خان بهادر (1281 ـ 1304ق) ـ که خود ادیب و انشاپردازى ماهر بوده و تألیفات و تصنیفاتى دارد ـ بر سر کار آمد و کتابخانه را رونق دیگرى بخشید. او کتب نادر را جمع آورد و به کتابخانه افزود.
در زمان او با هزینه 43608 روپیه کتاب هایى خریدارى شد, براى نمونه نسخه خطى صد پند لقمان را ـ که داراى مهر و یادداشت هاى سلاطین مغول و به خط میرعلى هروى (958ق) است ـ از یک نفر در بنارس به هزار روپیه خرید. در زمان نواب کلب على خان, علما و شعرا و ادبا و خطاطان و نویسندگان و اطبا و خوشنویسان و نقاشان در دربار رامپور جمع شدند و به تصنیف و تألیف پرداختند. بسیارى از نسخه هاى خطى و چاپى که در این دوره وارد کتابخانه شده داراى یادداشت نواب کلب على خان است و بیشتر کتاب ها به نام این نواب تقدیم شده است.
در سال 1304ق/1887م نواب مشتاق على خان زمام حکومت را به دست گرفت. او نیز مانند نیاکانش به توسعه کتابخانه و جمع آورى کتاب ها علاقه نشان داد. 323 جلد کتاب به مجموعه کتابخانه افزوده شد که با 7885 روپیه خریدارى شد. در زمان او براى کتابخانه ساختمان جدیدى بنا گردید و بودجه جداگانه اى نیز در نظر گرفته شد.
در زمان نواب حامد على خان (1306 ـ 1348ق) کتابخانه به ساختمان جدیدى منتقل شد. این ساختمان در سال 1309ق با هزینه چهل هزار روپیه تکمیل شد و در سال 1310ق کتابخانه به آن منتقل گردید و استفاده از آن براى عموم آزاد شد.
کتابخانه رضا پس از نواب حامد على خان به فرزند برومندش نواب رضا على خان رسید و به اسم (کتابخانه رضا) معروف شد. یک سوم کتاب ها افزوده وى است.

تألیفات علماى شیعه در شبه قاره

در طول چهارده قرن, کتاب هاى بسیارى را علماى شیعه در شبه قاره تألیف کرده اند که تعدادى از آنها مفقود شده است. با این همه با در دست داشتن تعداد زیاد و اطلاعات وسیع از کتب تألیف شده در شبه قاره که در کتاب تألیفات شیعه در شبه قاره هند جمع آورى شده, مى توان آمارهاى سودمند و متعددى از آنها تهیه کرد. این آمارها در سنجش گستره تمدن اسلامى و نفوذ شیعه بسیار مؤثر است و بیانگر عظمت کارهاى انجام شده خواهد بود.

آمار کتب چاپى و خطى

کتاب هاى چاپى شبه قاره که در شهرهاى مختلف طبع شده و در کتاب آمده 11960 کتاب است و نام شهرها در کشورهاى مختلف چنین است:
هند: دهلى, لکنهو, بمبئى, احمدآباد, مرادآباد, رامپور, کانپور, فیض آباد, اجمیر, عظیم آباد, سهارنپور, بنگلور, بنارس, امروهه, کلکته, غازى آباد, سیتاپور, جونپور, حیدرآباد دکن, اله آباد, آگره, مدارس, اتروله, بلندشهر, پونا, بلگرام, گوندا, بلچ پور, مظفرنگر, گورکهپور, بهار, کوپاگنج, بجنور, انباله, اعظم گره, میرت, بریلى, نوگانوان, چندن پتى, چالندهر, پتنه, اتاوه, جى پور, زیدپور, هریانه, پرتاپ گره, سرسى, جهانسى, زنگى پور, پانى پت, فرخ آباد, جرول, هلّور, کرارى, اوده پور, باره بنگى, نونهرا, جوهرآباد, کاتیهوار, دلنه, میسور, جارچه, گوپالپور, شاه جهان آباد, راجکوت, فتح پور, کنتور, جبل پور, چکرکوت, لارکمانه, سنبهل, ناگپور, کوت اردو, سرینگر, اندور, دهردون, بدایون, سانکهنى, کهجوا, لدهیانه, علیگره, ردولى, بانکى پور, نگینه, سکهرپور, شیش گره, کامره, محمدپور, رشى کیش, چهپره, کرنال, حسین آباد, تاندا, بیجاپور, مرشدآباد, مهکر, کالانپور, اورنگ آباد, هردویى, موتک پور, نایف, سیدنگر, آده, اکبرآباد, لارکانه, پتیاله, چدگام, سوناپوره, بنگال, وهالى, پهندیرى, رسول نگر, شاه لیه, گاندى نگر, رژکى, هنسوى, دربهنگه, دهدیال, محمودآباد, تمل نادو.
پاکستان: اسلام آباد, لاهور, کراچى, راولپندى, حیدرآباد سند, ملتان, پیشاور, کویته, گوجرانواله, پاره چنار, جهنگ, سیالکوت, سکهر, فیصل آباد (لایل پور), وزیرآباد, شمس آباد, سکردو, کوته, نوشهره, شیخوپوره, کلگت, جهلم, بهاولپور, خیرپور, ساهیوال, خانیوال, میانوالى, ناروال, چنیوت, شکارپور, لیّه, چکوال, مظفرآباد, دیره غازى خان, بهکر, رستم نگر, تیکسلا, هنگو, شورکوت, سرگودها, گوندا, گوجرخان, جلال پور, کهرورپکا, گوجرات, مبارک پور, باتاپور, احمدپور شرقیه.
بنگلادش: داکا
کنیا
ایران: قم, مشهد, تهران, کرمان
نایروبى
عراق: نجف اشرف.
نروژ
کویت
انگلستان: لندن, منچستر.
لبنان: بیروت.
آمریکا: ویرجینیا, نیوجرسى.
تانزانیا: دارالسلام, مومباى, بوکوبا.
کانادا: تورنتو, ونکوور.

همچنین در برخى کتب چاپى, محل نشر یا چاپ آنها مشخص نیست.
در این مجموعه, کتاب هایى که چاپ نشده باشند خطى تلقى شده اند, اگرچه به قرن هاى گذشته برنگردد و به صورت دست نویس نزد مؤلف باشند. کتاب هاى خطى این مجموعه 540 کتاب است. این تعداد کتاب ـ به جز 150 عنوان که دست نویس مؤلفان و کتاب هایى است که محل نگهدارى آنها مشخص نیست ـ در مراکز زیر نگهدارى مى شود:

هند

کتابخانه آصفیه (لکنهو)
کتابخانه اثناعشریه (لکنهو)
کتابخانه احمد رضا خان
کتابخانه ا لدو ترقى بیورو (دهلى)
کتابخانه اصلاح دینیه (پتنه)
کتابخانه انجمن آسیایى بنگال (کلکته)
کتابخانه امیرالدولة
کتابخانه بانکى پور (پتنه)
کتابخانه پیر محمد شاه (احمدآباد گجرات)
کتابخانه تحقیق و اشاعت (کشمیر)
کتابخانه جامعه عثمانیه (حیدرآباد)
کتابخانه حسینیه غفرانمآب (لکنهو)
کتابخانه حکیم سید نورالدین (امروهه)
کتابخانه حمیدیه (بهوپال)
کتابخانه خدابخش (پتنه)
کتابخانه دانشگاه على گره (على گره)
کتابخانه دیوبندى
کتابخانه راجه محمودآباد (محمودآباد)
کتابخانه رضا (رامپور)
کتابخانه رفعت (امروهه)
کتابخانه سالار جنگ (حیدرآباد)
کتابخانه سردار الحکماء
کتابخانه سلطان المدارس (لکنهو)
کتابخانه عام (مدارس)
کتابخانه عبدالحسین (لکنهو)
کتابخانه عمومى کلب حسین (لکنهو)
ذخیره حسن مارهروى (على گره)
گنجینه مانک جى
کتابخانه مدرسه ناظمیه (لکنهو)
کتابخانه مدرسة الواعظین (لکنهو)
کتابخانه مزمل
کتابخانه ممتاز العلماء (لکنهو)
کتابخانه موزه اتاوه (لکنهو)
کتابخانه مولانا آزاد (على گره)
کتابخانه میلیشیا
کتابخانه ناصریه (لکنهو)
کتابخانه ناظر حسین کومانپورى
کتابخانه ندوة العلماء (لکنهو)
کتابخانه و اداره تحقیق مخطوطات

پاکستان

کتابخانه اداره ادبیات اردو (حیدر آباد)
کتابخانه انجمن ترقى اردو (کراچى)
کتابخانه دانشگاه ادنبره (حیدرآباد)
کتابخانه دکتر زور (کراچى)
کتابخانه گنج بخش (اسلام آباد)
کتابخانه مشرقیه (پیشاور)
کتابخانه موزه ملى پاکستان (کراچى)
کتابخانه مولوى عبدالحق (کراچى)

ایران

کتابخانه آستان قدس رضوى (مشهد)
کتابخانه آیت الله مرعشى (قم)
کتابخانه تخصصى امیرالمؤمنین(ع) (مشهد)
کتابخانه مدرسه علمیه نرجس (مشهد)

عراق

کتابخانه آیت الله کاشف الغطاء (نجف)

آمار مؤلفان

تألیفات شبه قاره اکثراً به صورت فردى و گاهى به صورت گروهى انجام شده است. در میان این خدمتگزاران شیعه, عده اى از علماى بزرگ و محدثین طراز اول دیده مى شوند, همچنین خطباى مشهورى اند که مستقلاً تألیف داشته اند یا متن خطابه هاى پرمحتواى آنان به صورت کتاب عرضه شده است. دامنه این تلاش ها تا آنجا کشیده شده که بانوانى فاضله آثارى از خود به یادگار گذاشته اند و نیز جوانانى را مى بینیم که با سن کم مشتاقانه و آگاهانه قلم به دست گرفته اند.
از سوى دیگر تعدادى از کتب در مجموعه حاضر مجهول المؤلف است که علت آن را در دست نبودن اصل کتاب یا منبع معرفى کننده و نبود نام مؤلف در اثر برشمرده اند که اکثراً در کتب خطى است. البته کتاب هایى که (هیئت تحریریه) مؤلف آن باشند مجهول المؤلف تلقى نشده اند. تعدادى از کتاب ها نیز چند مؤلفى اند که هر کدام از آنان جداگانه به حساب آمده اند.

آمار زبان هاى مختلف

تألیفات علماى شیعه در شبه قاره تاکنون به هفده زبان به دست آمده است. اکثر کتاب هاى این مجموعه به زبان هاى فارسى, عربى و اردو هستند و این دقیقاً به علت رواج این سه زبان در حوزه علمى هندوستان است. کتاب هایى نیز به زبان هاى هندى, گجراتى, بنگالى, بلتسانى, سندى, پنجابى, کشمیرى, دکنى, سرایکى است که همه اینها زبان هاى منطقه اى شبه قاره است. کتاب هایى نیز به زبان هاى انگلیسى, فرانسوى, سوئدى, نروژى و سواحلى به چشم مى خورد که بیشتر در خارج از هند تألیف شده و بسیارى از آنها ترجمه است. طبق شمارشِ به دست آمده تعداد کتاب ها در هر زبانى چنین است:
اردو: 11519 کتاب
فارسى: 380 کتاب
عربى: 332 کتاب
انگلیسى: 118 کتاب
هندى: 61 کتاب
گجراتى: 41 کتاب
سواحلى: 27 کتاب
کشمیرى: 8 کتاب
بلتستانى: 1 کتاب

گرایش هاى پژوهشى در تألیفات هند

گرایش هاى پژوهشى و نکته نظرهاى نویسندگان در تألیفات از نکات مهمى است که آمار زیر جهت گیرى هاى اصلى آن را در تألیفات علماى شیعه در شبه قاره هند نشان مى دهد:
1. تحقیقات علمى;
2. نوشته هاى تحلیلى;
3. تتبع و جمع آورى مطالب;
4. پاسخ به سؤالات;
5. اقتباس از آثار بزرگان;
6. ترجمه از زبانى به زبان دیگر;
7. شرح و توضیح متون;
8. ادبیات;
9. کتاب کودک;
10. یادنامه ها;
11. جواب مخالفان.

به سبب فعالیت مخالفان شیعه در طول تاریخ هندوستان, کتاب هاى بسیارى در پاسخ به شبهاتى که از سوى مخالفان القا شده به چشم مى خورد, براى نمونه ردیه هاى (تحفه اثناعشریه) محدث دهلوى ـ که در پاسخ به شبهات او درباره مذهب شیعه است ـ بالاترین عدد را به خود اختصاص داده است, ذیلاً نام آنها را فهرست وار ذکر مى کنیم:
1. جواهر عبقریه, مفتى سید عباس.
2. تکسیر الصنمین, ابوعلى خان.
3. تحفه حنفیه, زین العابدین خان.
4. التمیز بین صواقع الکابلى وتحفة عبدالعزیز, سید العلماء سید حسین.
5. ردّ تحفه ترجمه نزهه اثنا عشریه, سید على حیدر کهجوى.
6. رساله تکمیل قرآن, سید محمد حسین دهلوى.
7. رساله نافعه, مقرب على زائر.
8. النار الحاطمة لقاصد احراق بیت فاطمة(س), سید مقرب على بن شیر على نقوى.
9. تحفة السنة, 15 جلد, محمد هادى رسوا لکنهوى.
10. تحفه منقلبه, سید رضا الحسن نقوى.
11. تقلیب المکائد, سید محمد قلى.
12. تشیید المطاعن وکشف الضغائن, 2 جلد, سید محمد قلى.
13. نزهه اثنا عشریه, 4 جلد, احمد کامل دهلوى.
14. حسام الاسلام وسهام الاعلام, سید دلدار على نصیر آبادى.
15. غیبت الامام, سید دلدار على نصیرآبادى.
16. صوارم الهیات, سید دلدار على نصیرآبادى.
17. طعن الرماح, سید دلدار على نصیرآبادى.
18. طرد المعاندین در جواز لعن بر مخالفین, سید دلدار على نصیرآبادى.
19. عبقات الانوار, 10جلد, میرحامد حسین.
20. نزهة اثنا عشریه, 2 جلد, محمد کامل دهلوى.
21. نفاق الشیخین بحکم الصحیحین, مفتى سید محمدقلى.

آمار موضوعات در تألیفات هند

چون در کتاب هاى این فهرست شیعه بودن مؤلف آن در نظر بوده و از نظر موضوع تأکیدى بر اسلامى بودن آنها نبوده, لذا موضوعات کتاب ها متنوع است و از هر علمى حتى طب و کشاورزى و صنعت در آنها ی

/ 0 نظر / 103 بازدید